روز زمین

۵ اردیبهشت, ۱۳۸۷ ۱۲ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (7 votes, average: 4.86 out of 5)
Loading ... Loading ...

** چیزاهایی که باید یادمون بره و فراموش کنیم : بدی های دیگران در حق ما و خوبی هایی که به دیگران میکنیم.
چیزهایی که باید همیشه یادمون بمونه : خوبی های دیگران به ما و بدی هایی که در حق دیگران مرتکب میشیم.

** یادداشت های روی  میزم روکه نگاه میکردم این رو پیدا کردم.. فکرکنم از رادیو شنیده بودم در مورد زیاد حرف زدن خانوم ها!
نوشتم : خانم ها دوبرابر آقایون صحبت میکنند ،چون هر حرفی روباید ۲ بار برای آقایون توضیح بدن!!!

** قفل ؛ یعنی کلیدی هست.

** دوم اردیبهشت روز جهانی زمین بود. دلم میخواست یه چیزی بنویسم در موردش اما ایده ای نداشتم! تا که امروز یه آگهی تو روزنامه گذاشته بودند : ” از آشپزخانه پاک ، تا زمین پاک ” .
از اشتباهاتی که تو این آگهی هست بگذریم ( فقط این یک بار ها! دوباره اگه تکرار شه ایراد میگیرم! ) ، کار جالبی بود تو شهسوار. فکرنمیکردم کسی تو فکر زمین باشه این روزها! البته شهسواری ها که همه به فکر زمین هستند ماشالله ! مشاور املاک و ده هکتاری و ارث آقاجان و  .. !!
این پست رو خونده بودید طرفداران محیط زیست؟!
وقتی توی آگهی دیدم نوشته زباله های تر و خشک رو از هم جدا کنید ، وقتی بالای ورودی پل شهسوار دیدم نوشته جمعه همه با هم مناطق جنگلی ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ رو از آشغال پاکسازی کنیم..  یاد این پست خودم افتادم..
آخه وقتی ماشین شهرداری میاد برای جمع آوری زباله ، هر چی باشه می ریزه تو یه کامیون و می بره . دیگه چه معنی داره جدا کردن کاغذ و شیشه و خشک و تر؟! نمیگم کار بدی هست ها. خیلی خوبه اما وقتی برای شهرداری اهمیتی نداره این کار ، چه فایده؟ فقط یه کیسه پلاستیکی دیگه هم مصرف کردید برای بسته بندی مثلا زباله های خشک! پس تو این منطقه ضرر هم داره!  تازه همه این ها رو میبرند و تو جنگل خالی میکنند! خشک و تر رو هم با هم آتش میزنند!

نظرم اینه که جای کپی کردن جمله های خارجی  در زمینه جدا سازی و اینها ، بهتره در مورد استفاده بیش از حد کیسه های پلاستیکی تذکر بدیم. البته در این مورد هم کار خاصی از دستمون بر نمیاد ، چون وقتی مغازه کیسه پلاستیکی میده دستتون ، شما حق انتخاب ندارید.مثلا تو کشور چین عرضه کیسه های پلاستیکی ممنوع شده. حالا اینجا فکر نکنم هیچ وقت اینطور بشه چون ما فکر میکنیم پلاستیک  خیلی پیشرفته تر هست نسبت به پاکت های کاغذی قدیمی که تو همین ایران استفاده میشدند برای خرید میوه و مواد غذایی ..

 اما میتونیم سعی کنیم که این کیسه هارو همین جوری ول نکینیم تو محیط زیست. قوطی های پلاستیکی آب معدنی و نوشابه هم همین طور. واقعا ساحل و کنار رودخانه ها بسیار زشت و کثیف شده . حتی مسافر ها هم این مسئله رو به وضوح حس میکنند و گاهی از آشنایان می شنوم که خیلی شهر خوب و زیبایی دارید اما چرا اینقدر کثیف هست؟

ساحل پلاستیکی!

زیاد در جمع کردن پوست خیار و گوجه! و یا خورده نون و این چیزا وسواس به خرج ندید وقتی به طبیعت تشریف میبرید! آخه این مواد در صورتی که از حجم زیادی تشکیل نشده باشه و ظاهر زشتی ایجاد نکنه ، خیلی هم مفیده برای طبیعت. یا حتی قوطی های فلزی  یا آلومینیومی.. 

کاغذ آری! پلاستیک نه!

فقط نایلون و قوطی پلاستیکی ! این دو قلم رو رعایت کنیم ، حداقل ظاهرا شهر تمیزتری خواهیم داشت.

** راستی دیدین تلویزیون شهری رو برداشتند و بردند! D:  اون قسمت سمت راست پل که تابلو دیجیتال و اینها داره هم مرتب کردند یک مقداری! حالا باز هم بگید انتقاد سازده نکن!
این لینک رو هم ببینید!

خداحافظ تلویزیون شهری!

حالا بنظرتون کجا می برند این نهایت تکنولوژی رو؟
- خونشون؟
- خونتون؟
- قبرستون؟!

( آخرین اخبار : تلویزیون شهری اینجاست! )

** اگر فکر میکنی هیچ کس حرفت رونمی فهمه! ناراحت نشو! D: آره به همین سادگی! نمی فهمه دیگه! نمیفهمن!

** دیگران رو ببخش نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخشش تو هستند بلکه فقط بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.

** چرا وقتی همه چیز روز به روز گرون میشه ، حرفی نمیزنید و با کمال میل پذیرا هستید!؟ اصلا خودتون هم انتظار دارید که هر سال و جدیدا” هر ماه و هر هفته قیمت ها بره بالا! حالا من به این ها کاری ندارم، میگم پس چرا همش انتظار دارید که اینترنت ارزون شه؟!! مگه هزینه نداره؟!

** قطاری که از دور دست ها می آمد ، گذشت و ما را ندید
گذشت و دختران منتظر با دسته های گل را ندید
ای قطاری که از دوردست ها می آیی
بگو دورها چگونه است
آنجا برگ ها چگونه ، گل ها چگونه است؟
برگهایشان سبز سبز ، گلهایشان تا زانوست
صحبت مردمانش شبانه روز از شماست
کوه هایشان پشت کوه هایتان
و دریا یشان ادامه دریای شماست
برای آنها هم
دوردستها
سرزمین شماست…

یک تقویم هدیه گرفتم از دوست بسیار خوبم که تو هر صفحه ماهانه اش  مثل همین مطلب بالا یه قطعه جالب نوشته.. مرسی

Balatarin

روز فناوری هسته ای

۲۰ فروردین, ۱۳۸۷ ۸ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (15 votes, average: 4.67 out of 5)
Loading ... Loading ...

سال ۸۷ .
 روز از نو ، روزی از نو .   دوباره شروع شد..
از هرج و مرج پایان سال عصبانی میشم! چون بی دلیل همه چیز رو به سال جدید حواله میدن مردم. همه برای کارای انجام نشده بهانه دارند!
اما از معلق شدن کارها تو تعطیلات عید خوشم میاد! همه مهربون میشند! کارها رو انجام میدن فراتر از وظیفه! اداره ها هم که کلا خوشم نمیاد ازشون تعطیل هستند و یا سرکار نمیاد کسی.

سال شکوفایی!

**مزایای غنی سازی اورانیوم : حدود ۳۰ سال هست که کشور ایران برای برپایی یک نیروگاه اتمی تلاش میکنه. استارت این کار در رژیم گذشته بود که با همکاری آلمان و آمریکا قرار بود نیروگاهی در جنوب کشور ایجاد شود و برای تامین انرژی الکتریکی از اون استفاده بشه. بعد از انجام مطالعات این مرکز بوشهر انتخاب شد و کار های اجرایی در همون زمان شروع شد. بعد از انقلاب این روند متوقف شد و سپس کار ساخت به شرکت های روسی سپرده شد که تاکنون مشغول اجرا هستند. ( ۲۵ سال ) . در سال های اخیر این مسئله برامون خیلی خیلی حیاتی  و مهم شده. چرا؟!
ایران در شرایطی که مشکلات بسیاری در اکثر زمینه های داخلی و بین المللی داشت ، شروع به سر و صدا در مورد غنی سازی اورانیوم برای استفاده به عنوان سوخت هسته ای کرد. در حال حاضر کشور های کمی غنی سازی اورانیوم رو انجام میدهند. البته نداشتن تکنولوژی علت انجام ندادن نیست! بلکه طبق قوانین منع گسترش تسلیحات هسته ای  و برای کنترل کشور ها ، اینطور توافق شده که غنی سازی اورانیوم  را بدلیل حساسیت هایی که در مورد انحراف آن و امکان غنی سازی با خلوص بالا وجود دارد ، در کشور دیگری انجام دهند تا لازم به کنترل همه کشور های جهان نباشد و در صورت انحراف نیز خیلی سریع امکان کشف منبع آن وجود داشته باشد.

در همین راستا به ایران نیز پیشنهاد شد تا سوخت هسته ای خود را از کشور دیگری تامین کند. در صورتی که ایران این موضوع رو می پذیرفت ، کشور های صاحب تکنولوژی نیز متعهد می شدند تا به ایران در راه دستیابی به نیروگاه اتمی و حتی ساخت چند نیروگاه جدید نیز کمک کنند. کشورمون به دلایلی مانند حفظ استقلال ملی ، این پیشنهادات را یکی پس از دیگری رد کرد…

نیروگاه اتمی بوشهر

در حال حاضر محموله سوخت نیروگاه بوشهر کاملا از روسیه وارد شده…
نیروگاه بر خلاف وعده های پیاپی هنوز به اتمام نرسیده و بنظر هم نمیاد که بزودی راه بیوفته…
شرکت های روسی هر از چند گاهی ساخت نیروگاه رو به بهانه عدم پرداخت پول توسط ایران متوقف میکنند..
هزینه ساخت این نیروگاه سر به فلک کشیده…
کشور در حال حاضر میبایست چندین نیروگاه اتمی مشغول کار داشته باشد که هنوز نیروگاه بوشهر بعد از ۳۰ سال به بهره برداری نرسیده..
در صورت راه اندازی نیروگاه بوشهر تغییر محسوسی در تولید برق مشاهده نخواهد شد. چون طراحی این نیروگاه و میزان برق تولیدی مربوط به خیلی قبل هست و کشور ما در حال حاضر نیاز به انرژی بسیار بیشتری دارد و این یک نیروگاه برطرف کننده مشکلات نیست…

در حال حاضر اگر روسیه این مسئله رو نیمه کاره رها کنه و بره دستمون به هیچ جا بند نیست و دانشمندان پر زرق و برق ما معلوم نیست در کدام کار مستقل هستند و اگر هستند چرا انجام نمیشه و اگر انجام میشه چرا تموم نمیشه؟! و اصلا با این همه علم و فناوری که تبلیغ میکنیم چرا اینقدر مشکل داریم با غربی ها؟ چرا کار خودمون رو انجام نمیدیم؟؟؟

در صورتی که همین امروز به نتیجه برسه کارهامون و کلید نیروگاه رو بچرخونیم و انرژی اتمی فوران کنه برامون! چه مشکلاتی برطرف خواهد شد؟!

آیا در گرانی های کمرشکن تاثیر میگذارد؟
مرگ و میر جاده ای که روزی ده ها نفر هست ، تغییر خواهد کرد؟
آیا فرهنگ رو به زوال و نابودی و دست درازی  کشور های خیلی عقب تر از ما به خاک و فرهنگ ایران جبران میشود؟
آیا وجه ایران در مجامع بین المللی تغییری خواهد کرد؟
در حالی که تا ۳ سال آینده حتی کشور امارت نیز صاحب ۲ نیروگاه اتمی میشود ، داشتن نیروگاه بوشهر نشان کشور پیشرفته خواهد بود؟
تحریم های ایران لغو می شود؟
مشکل بیکاری حل خواهد شد؟
تورم؟

پس چی قرار هست حل شه با انرژی هسته ای؟! فقط برق؟ ارزش این همه فشار به کشور رو داره از نظر شما؟
خوب سوخت رو از یه کشور دیگه تامین میکردیم و چند تا نیروگاه با تکنولوژی روز ( نه مال ۳۰ سال قبل ) می ساختیم و راه اندازی میکردیم. نهایتا اگر خارجی ها خلف وعده میکردند ، دانشمندان که فراموشی نمگیرفتند! خوب از همون موقع تولید سوخت رو شروع میکردیم و دیگه برای کسی شبهه ای هم وجود نداشت . هوم؟

** من خودم هم قبلا به این نتیجه رسیده بودم که بسیار زیاد از علامت (!) استفاده میکنم!! چه تو وبلاگ و چه چت و حتی وقتی که روی کاغذ چیزی مینویسم. حتی رو سی دی های تو ماشین هم اکثرا این علامت رو آخر اسم سی دی میذارم! نمیدونم چرا؟ اما واقعا بدون ! نمیتونم منظورم رو برسونم. حس میکنم جمله یا کلمه جدی و عصبانی شده! اما بدون این علامت فکر میکنم جمله ها بدون انرژی میشند و خیلی بی روح. ولی چشم ، سعی میکنم کمتر و بجا مصرف کنم از این به بعد!!!!!! D:

** در او لین روز عید داشتم میومدم سر کار که چشمم خورد به چادر هلال احمر جلوی شرکت نفت. حدس زدم احتمالا باید یه چیزایی از شهسوار واینا چاپ کرده باشند برای مسافران. خانمی که اونجا بود با کمال میل همه مواردی که تهیه شده بود در اختیارم گذاشت. اینکه میگم با کمال میل به خاطر این بود که پارسال یارو حتما باید احراز هویت میکرد تا ۴ برگ کاغذ بده دست آدم! مثلا یه وقت بومی نباشیم و بروشور بگیریم یواشکی!
خلاصه همون تو ماشین چشمم خورد به عکسهای خودم که چاپ شده به اسم دیگران! خوبه دیگه! آدم خوشحال میشه که اینقدر مورد توجه قرار میگیره بعضی از کارهاش. بروشور ها رو که نگاه میکردی کاملا مشهود بود که فقط خواستن یه چیزی چاپ کنند تا بگن که ما مثلا شهر رو معرفی کردیم به مسافران و خلاص! خیلی سطحی و بی کیفیت و محتوا! ( البته این مسئله ارتباطی به هلال احمر نداره و تا جایی که میدونم اونها فقط توزیع کننده هستند.  )
اما تو یکی از دفترچه ها که مربوط به معرفی شهسوار بود  ، بالای هر صفحه یه ضرب المثل نوشته بود که مثلا! مربوط به این منطقه هست و با گویش شهسواری که لبخند را بر لبان ما نشاند! شما هم اگه سعی کنید با صدای بلند و لهجه شهسوار بخونید اینها رو حتما اطرافیانتان لذت میبرند! D:

- شیر با اون شیری ، پیشی شونه ؛ پَسَم نیا کانه 
شیر با اون قدرتش ، جلو که میره ، عقب رو هم نگاه میکنه!

-چیزی نِدارُم پدری ، یک کُل داس و تَبری
کنایه از ارث ناچیز پدری

-شُترِ بُگوتِن تی گردن چِرِه کجه؟ باگوته می چی چی رَچه!
به شتر گفتن چرا گردنت کجه ؟ گفت کجای من میزان است!  ( خود این کلمه میزان! هم جزو گویش اینجاست )

-عاشق خیال هَکِرده همسایه کوره!
عاشق فکر میکند کسی به حرکات او توجه نمیکند! ( مورد داره این ضرب المثل! بدون ترجمه بعضی افکار منحرف میشه! )

-سگِ زورکی شکار بَبِری ، وَگِرده صاحابِ کِنجه گیرنه!
سگی که به زور شکار برده شود، پاچه صاحبش را میگیرد.

-شال بُگوتِن تی دو چَندیه؟ بُگوتِه من سگِ نیا کانم!
از شغال پرسیدند : با چه سرعتی میدوی ؟ گفت : من به سرعت سگ نگاه میکنم.

-خُشکِ سَرِ سگ لیس نَزَنه!
کنایه آدم خسیس که سگ هم طرفش نمیره.

** بی حوصله هستم. تاریک و سیاه سفید.

Balatarin

Happy Norooz

۲۸ اسفند, ۱۳۸۶ ۱۰ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (12 votes, average: 4.67 out of 5)
Loading ... Loading ...

  ۱۳۸۷

When we are happy we are always good, but when we are good we are not always happy.

Balatarin

ماجراجویان!

۱۴ اسفند, ۱۳۸۶ ۱۳ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (13 votes, average: 4.46 out of 5)
Loading ... Loading ...

فعلا من رو حلال کنید تا بعدا اگر برگشتم براتون سفرنامه ای متفاوت بنویسم!!

** برگشتم .  یه کم فکر کنم ، بعدش مینویسم براتون! Please be patiant!

** بنوشتم! پایین!

دلم تنگ شد که!

چه حالی داره وقتی یک صفحه نوشته باشید و ییهو برق تشریف ببرند!! حالا بیا واز اول همون جمله ها رو ردیف کن! مگه میشه!!
گفته بودم که نمیشه سفرنامه نوشت! آخه اگر توصیف وقایع کنی ، میگن چه ندید بدیده یارو! اگه مقایسه کنی میگن حالا رفته یه چیزی دیده جو گیر شده! اگه انتقاد کنی میگن باز شروع کرد! تعریف کنی میگن غرب زده ! زیاد حرف بزنی و افشاگری کنی که میان در اینجا رو تخته میکنند!
آزادی که میگن همینه ها!

روی ابرها
خلاصه اینکه ما تقریبا در جهان امروز یک چیزی تو مایه های “هیچ” هستیم. خودمون رو الکی بزرگ کردیم ، البته فقط برای مصرف داخلی! چون بقیه که میدونند ما چی هستیم! خودمون نمیدونیم!
برای خودمون انواع و اقسام دشمن فرضی بوجود آوردیم و شبانه روز در حال مبارزه و خنثی کردن توطئه های اونها هستیم! در حالی که همون دشمن ها اصلا ارزشی برای ما قائل نیستند و دارند به پیشرفت خودشون فکر میکنند…
تمام گذشته خودمون رو زیر سوال بردیم! از بین بردیم تقریبا! و چسبیدیم به گذشته دیگران! در حالی که بقیه به هزار زور و زحمت میخوان یه گذشته کوچولو برای خودشون پیدا کنند و بنام اون یه شهرکی بسازند یا موزه یا آثار تاریخی بنا کنند و جذب  توریست و …
سالی ۱۰ نفر خارجی میاد تو یکی از شهرهای شمالی ، فوری تابلو میزنیم به شهر توریستی فلان خوش آمدید! بهشت گمشده واسه خودمون میسازیم! البته این بهشت گمشده ساخته طبیعت هست و ما فقط وظیفه کثیف کردن و خراب کردن از اون رو داریم! در صورتی که میبینی بعضی جاها از هر ۱۰ نفر ۹ نفر خارجی هست ولی نمیگن اینجا توریست میاد و هنوز سعی در جذب توریست دارند!
اینکه مفهوم امنیت رو میشه جور دیگه فهمید! من شخصا یک دونه پلیس هم ندیدم! حتی پلیس راهنمایی و رانندگی هم تو خیابون ها نیست! هر که هم وظیفه خودش رو میدونه انگار! اما در بدو ورود به وطن آدم احساس میکنه که کودتای نظامی اتفاق افتاده!
اینکه برج میلاد چه خنده داره! بعد از ۶ سال تقلا همراه با مشارکت خارجی ها هنوز تموم نشده! و اونها ساختن همچین برجی براشون اصلا معنی نداره! حتی ساختمون های بسیار بزرگ ترشون رو هم نماد ملی نمیکنند و صبح تا شب توی تلویزیون بوق نمیزنند !
اینکه چقدر ساده میشه خیلی چیزها رو با دقت و فکر بهتر اداره کرد ، بهتر ساخت .. اما نمیدونم چرا اینکار رو نمیکنیم! مثلا دقت تو ساخت جاده و خیابون و بلوار و حتی پمپ بنزین اینقدر سخته؟!
ماشین هاشون که از رده خارج میشه بعد از ۵ سال ، اونها رو اوراق میکنند و قطعات رو به خریداران تشنه ایرانی میفروشند! ما هم با اشتیاق از خرید جنس اصل! این لوازم را روی ماشین هامون میبندیم و کیف میکنیم که به جای تعمیر ، تعویض کردیم و الان ماشینمون شده توپ!
اینکه چقدر معتاد داریم! بقول بعضی ها که میگن اعتیاد چه ربطی به دولت داره! یارو خودش ضعیف بوده.. آدم نبوده! پس بگیم چقدر ما ضعیف زیاد داریم! و اونها چکار کردن که جوون هاشون قوی شدند؟!
اصلا چه معنی داره این حرفها برای عده ای که انگار قرص روانگردان مصرف کردند  و توی توهم خودبزرگ بینی جهانی قرار دارند؟! آره آره ۱۵۰ تا کشور دست به دست هم دادند تا ایرانی که هیچی برای از دست دادن نداره ! پیشرفت نکنه!

حالا اشکال هم خیلی دارند ها ، اما این مهمه که میفهمند کجا ضعف دارند و به شدت مشغول برطرف کردن اونها هستند.و هنوز هم فکر میکنند که خیلی عقب هستند ، بر عکس ما که فکر میکنیم باید یک مقدار هم استراحت کنیم از بس که پیشرفت کردیم!!

ساحل بدون آشغال!
یعنی دشمن نمیذاره که ساحل ما تمیز باشه؟ حجم رفت و آمد مردم ما به ساحل بیشتره یا اونها؟! پس چرا؟
چون برامون ارزش نداره.. دریا برامون فقط یکجایی هست که توش میشه ماهی گرفت! اونم قاچاقی! برای تخلیه زباله و فاضلاب هم چیز مناسبی هست البته!

شهرک کاملا مصنوعی!

اینجا هم کاملا مصنوعی هست! البته دیگه عجیب نیست که چرا پوست پفک و چیپس و پاکت سیگار نمیبینیم! چون اینجارو به سختی درست کردند و حالا قدرش رومیدونند. اون بادگیر ها رومیبینید که از شهر یزد ایران به عاریه گرفته شده! اونجا که میبینیم برامون جالبه! اما خودمون خراب میکنیم و برج میسازیم. آخه جدا ارزشی نداره برامون که. حالا تا تکون میخوریم میگیم ۲۵۰۰ سال تمدن داریم! فکر کنم یک مدت دیگه باید نماد های تمدن خودمون رو تو کشور های خارجی بریم تماشا کنیم! دستشون درد نکنه!

چمن واقعی!

چمن واقعی هست ها! تو هوای ۵۵ درجه! بارون هم سالی یکبار میاد! چرا ؟
چرا تو شمال چمن نداریم؟! چرا تو بلوار ها همش علف های سوخته و خشک میبینیم؟! اینجا که هوای خوب ، رطوبت مناسب و آب فراوان .. خدا لعنت کنه دشمنان ایران رو که حتی نمیذارن ۴ تا شوید در بیاد !

درآمد از هیچ!

ما که کویر خودمون رو یکبار پیش اومد رفتیم رالی باماشین و دیدیم! وگرنه فکر نکنم کسی حتی به سرش هم بزنه که بره کویر! حالا اونجا دارن از کویر خشک و خالی هم درآمد کسب میکنند. به پول ایران تقریبا شبی ۱۲ میلیون تومن هرکمپ درآمد داره! جالب اینه که اجاره ای که به دولتشون پرداخت میکنند فقط سالی ۱۰ میلیون تومن هست! کلی آدم هم مشغول کار هستند. هزینه ای هم که میشه برای ۱۰ تا ماشین و آب و کباب کردن چند تا مرغ واسه شام! همین!  

زیباسازی شهری

نمیدونم چرا اونجا مشاهده افرادی که بدون رعایت کردن حجاب رفت و آمد میکنند ، برای کسی مشکلی ایجاد نمیکنه و در ایران حتی چکمه خامونها باعث بروز مشکلات شدید اجتماعی میشه؟ حالا همه هم ایرانی هستن ها! عجیبه!
اما دیوار رو نگاه کن؟ اگر یه دیوار بتونی میکردند راحت تر نبود؟! چرا این همه زحمت کشیدند تا این مدلی دیوار کنند؟
این ها رو هم آیا کسی جلومون رو گرفته؟ پول نداریم؟ یا …

 حالا اینجا که بیشتر شبیه یه شهربازی بزرگ هست تا یه کشور!و مسلمان هم هستند! میگم اروپا و آمریکا و ژاپن .. ، آخ یادم رفت! یعنی استکبار جهانی و کشور های خیانت کار غربی دیگه چی هستند؟

از بحث خارج نشیم ! جاتون خالی بود خلاصه و خوش گذشت بسیار ، خیلی چیز ها رو هم که میدونید نمیشه بیشتر توضیح داد… با آرزوی فردایی بهتر!

 شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاید که آینده از آن ما ! شــــــاید!!

Balatarin

شهر اسباب بازی ها!

۲۲ بهمن, ۱۳۸۶ ۱۵ نظر »
1  امتياز2  امتياز3  امتياز4  امتياز5  امتياز (16 votes, average: 4.5 out of 5)
Loading ... Loading ...

درود.

**فکرمیکنم قابل توجه ترین مسئله این روزها نصب یک فروند هلی کوپتر در میدان شیرودی (ژاندارمری سابق) باشه. بعد از اینکه مجسمه شهید شیرودی رو برداشتند ، مدتی میدون به حال خودش بود تا اینکه شروع به ساخت یک سازه عجیب غریب کردند. من همش فکر میکردم که خود این آهن آلات جزو هلی کوپتر هستند !که بعد از نصب فهمیدم نوچ! نقش پایه رو دارند که باز بنظرم یه چیزهایی بهش اضافه میشه. شخصا در مورد نصب هلی کوپتر نظرم اینه که کاش یک مقدار متمایل به جلو نصب میکردند که هم سیستم حرکت طبیعی هلی کوپتر هست و هم اینکه از دور و داخل خیابان نمای جذاب تری بوجود می اومد.

هلی کوپتر شیرودی احتمالا!

حالا از این به بعد باید بگیم میدون هلی کوپتر لابد!
پاورقی های این موضوع! :
-آیا هلی کوپتر شهید شیرودی بود که موفق به انجام عملیات میشد؟! که حالا باید از هلی کوپتر تجلیل کنیم؟ مثلا اگر شهیدی راننده جیپ و یا موتور بود هم باز باید ماکت یه اتومبیل رو نصب می کردیم؟
-آیا روزی این هلی کوپتر رو هم در وادی خواهیم دید با همون وضعیت مجسمه شهید شیرودی؟ 
- کسی از هزینه نصب این هلی کوپتر که بنظر دارای بعضی قطعات اصلی نیز هست ، خبر داره؟
- با نصب این هلی کوپتر ، آیا هر مسافر یا بیننده نا آشنا ، در اولین نگاه یاد شهید شیرودی ( که منظور این اقدام بوده ) میوفته؟ آیا این نوع سازه ها بیشتر در شهرک های نیروی هوایی یا سردر پایگاه های نظامی استفاده نمیشه؟
-موافقم با اینکه یه کار جدید و جالب و یه کم هم خوشگله! اما فکر کنم خیلی گزینه های جالب تری هم برای یک میدون هست. البته وقتی میدون اصلی شهر اونقدر شلوغ و قراضه باشه دیگه نمیشه از این ایراد گرفت.
-شخصا اگر یه خروار پول مفت دستم بود که حتما باید خرج میکردم ، میدون رو چمن میکردم و توش سه تا از این پروژکتور هایی که الان یک نمونه اون روی پاساژ ماهان نصب شده ، نصب میکردم! سبز و سفید و قرمز! توی زمین هم کار میذاشتن که فقط نور اون معلوم باشه … مثلا ها!
- امیدوارم بعد از چند مرحله بارون شاهد زنگ زدن و جرم گرفتن این هلی کوپتر نباشیم! و باد و اینها هم حادثه ای ایجاد نکنه!
- موشک هاش منو کُشته!!

** این جناب گربه نره رو هم ببینید! امروز عصر میخواستم بیام که دیدم زل زده به من!

گربه خان!

** خوب بریم سر ایراد گرفتن از زمین و زمان! D:
این قسمت بسیار زیبای شهرتون رو ببینید:

بدو بدو  که دیگه جا نیست!

اینجا همونطور که مستحضر هستید ورودی پل چشمه کیله هست. سمت راست.  ترکیب بندی رو حال میکنید!!!؟
اینجا فکر کنم کارگاه شهر باشه و هر کاری هرکی دلش بخواد انجام میده! حالا اصلا این قضیه رو بی خیال. کجا رعایت میشه ترکیب که اینجا بشه؟!
اما اون ۲ تا تابلوی دیجیتال. تلویزیون شهری که با جدیت تمام داره مشکلات شهری رونمایش میده و اینقدر استقبال کردند مردم که تلویزیون کم آورده!توی این عکس نیست البته. سمت چپ پل هست.
اون تابلوی دیجیتال شماره ۱ که فکر میکنم تقریبا همزمان با تلویزیون شهری! به بهره برداری رسید ، یه چند روزی کار میکرد و چند تا جمله از طرف شهرداری روش نمایش داده میشد و بعدش قرار شد تبلیغات بگیرند و این حرفها که طبق معمول بعد از یه مدت فراموش شد و تابلو هم خاموش شد… حالا راننده ها حواسشون به تلویزیون باشه یا تابلوی دیجیتال اونهم در ورودی پل دیگه مشخص نیست؟! ( البته راننده ها کما فی السابق متوجه دخترهایی که روی پل عبور میکنند هستند و این تلویزیون و تابلوی دیجیتال نتونسته خدشه ای در این امر وارد کنه! باور کنید علت بیشتر تصادفات روی پل هم همینه! من خودم راننده هستم میدونم دیگه! D: )
پس باید تابلوی شماره ۲ رو اضافه کنیم! جدیده ها! میدونید این تابلو ها قیمتش چنده؟! تازه جدیده پایش جلوی قدیمیه هست! نو که میاد به بازار ، کهنه میشه دل آزار! چقدر این تابلو های دیجیتال مفید بودند که حالا باید ۲ تا داشته باشیم اونهم یکجا! مبارک باشه. عجب شهریه بابا! آخر تکنولوژی…
-اون بیلبورد های بی کیفیت .. میدونید اگه ۴ تا بیلبورد درست حسابی نصب شه در دو طرف پل ، علاوه بر ایجاد درآمد برای شهرداری ( که فکر میکنم پول زیادی داره و اینچیزا مهم نیست براش! ) کلی هم زیبا میکرد این نقطه مرکزی شهر رو.
- اون شلنگ نورانی که شبیه قاصدک میمونه ، و از حال رفته و دیگه رمقی براش نمونده ، درخت های نورانی که با رنگهای بی ربط و تند در بعضی جاها نصب شدند ،چیه بابا! جدا بی سلیقه هستند… حوصله توضیح بیشتر ندارم! توضیح واضحات به قول معروف!!!!

** خرابی اینترنت هم شده غوز بالا غوز ! از طرفی اینترنت قطع شده و کند هست. از طرف دیگه هم انتخاب واحد و دانشجو ها و… حالا ما هر چی میگیم بابا فیبر قطع شده تو امارات و مصر و اینترنت کلا خرابه. وزیر ارتباطات میگه ایران هیچ مشکلی نداره! همه ی خاورمیانه میگند(می گویند!) که اینترنت خرابه ها ، اما ایران نوچ نوچ! همه چی درسته!
اینجارو ببینید پس : http://www.tabnak.ir/pages/?cid=6328
در ضمن مشکل انتخاب واحد و این چیزا هیچ ربطی به این قضیه نداره. چون سرور های دانشگاه ها داخل کشور هست و خرابی و کندی اونها مربوط به خراب بودن خودشون هست!
آقا کلا هیچی به ISP ها ربط نداره ؛ همین! D: ما خوبیم!
یکی  میگفت به من که چرا سرعت اینترنت اینقدر پایین هست و خرابه و اینها! گفتم کدوم سایت؟میگه فلا ن دانشگاه آزاد.. گفتم اون مشکل از خودش هست ، شما مثلا برو سایت یاهو ببین که چقدر سریع باز میشه.. رفت و دید که زودی اومد! میگه : خوب یاهو که توی همه کامپیوتر ها هست! فرق داره! من میدونم! خودمون آموزشگاه کامپیوتر داریم!!!

! Achha

Balatarin