اطراف ما چه می گذرد؟ ماه مهم!

تو را در آتش اندیشه ات سوزند…

به گرد کعبه میگردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان
اگر در کعبه میگردد نمایان
پس بگرد!  تا بگردیم…
در اینجا باده می نوشی،  در آنجا خرقه می پوشی
چرا بیهوده می کوشی؟
در اینجا مردم آزاری ، در آنجا از گُنه عاری
نمی دانم چه پنداری؟
در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری ،  تو آنجا در پی یاری…
چه پنداری؟

کجا وی از تو می خواهد چنین کاری؟
چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند؟
چه پیغامی…
چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند؟
چه سلطانی…
چه دیداری که جزدینار و درهم از شما سفتن نمیداند؟
چه دیداری…
به دنبال چه میگردی که حیرانی؟
خِرد گم کرده ای شاید نمیدانی!!!
همای جان خود سیری ،  که خاموشی نمی گیری
لبت را چون لبان فرخی دوزند…
تو را در آتش اندیشه ات سوزند…
هزاران فتنه انگیزند…
تو را بر سر در میخانه آویزند.

تصنیف چهار گاه  ، گروه مستان و همای ، آلبوم ملاقت با دوزخیان

دانلود همین تصنیف ( کلیک سمت راست ، Save Target as ) البته برای نمونه ، لطفا اورجینال بخرید!

۱۲ نظر برای “تو را در آتش اندیشه ات سوزند…”

  1. سعید گفت:

    سلام.
    بخشید که در فضای عرفانی وبلاگتون این مطلب رو بیان میکنم … اما سرویس پرداخت آنلاین (یا نیمه آنلاین) سایت راه اندازی شد! (البته هنوز بطور کامل معرفی نشده است)

    در مورد مضمون قسمت دوم شعر … من از بُعد شرعی و عرفانی در جریان نیستم اما فکر میکنم از نظر سیاسی بی تاثیر هم نباشه. شاید یکی از دلایل بقای مسلمون ها، پول خرج کردن چنین افرادی باشه که در قسمت اول شعر خصوصیاتشون شرح داده شده. اگه قرار بود همه ما خیلی حساب شده (از بُعد دنیوی!) عمل میکردیم و قصد داشتیم که به یک قطب اقتصادی تبدیل بشیم، مسلماً شیاطین(!) عکس العملی درخور توجه انجام میدادند که جلوی این کار به نحوی اساسی گرفته بشه!

    انتشار آثار هنرمندان هم بدون رعایت حقوق قانونی، کاری بسیار نکوهیده است. ما به نشانه اعتراض تصنیف را دانلود کردیم و از سایر دوستان هم میخواهیم دانلود کنند تا پهنای باند شما تمام شود!!

  2. رامان گفت:

    تصنیف بسیار زیبایی است
    دقیقا” شرح حال خیلی از دور و بری های ما همین طوری هست. هر کاری که دوست داره می کنه و هر ظلمی که هست انجام می ده ، آخرش فکر می کنه با حج رفتن همه چیز درست می شه.
    تازه وقتی بر می گردن، همچین بخودشون افتخار می کنن که انگار حسابشون پاکِ پاک شده و کلی پاداش از خدا طلب دارن ! البته بحث اون آدمایی که با نیت درست می رن و اعتقادشون آبکی نیست کاملا” جداست .

    پیشنهاد می کنم کنسرت این آلبوم رو تهیه کنید ، خالی از لطف نیست.

    آقااا … پهنا باندت تموم نشه ، بچه ها می خوان اعتراض کنن

  3. مهدی زارعی گفت:

    عالی بود مرسی

    راستی کسی نمی خواهد مرا انتقادی کند؟(مرسی ترکیب جمله)

  4. جوراب پاره و انگشت آزاد گفت:

    خودمان که نه / اما برادرمان سی دی کنسرت این گروه را دارند ما هم قرار شده از ایشان بگیریم و رایتش کنیم . البته اگر قابل به رایت باشد. ایا کار بدی می کنیم؟ آیا بهتر اینست که آلبوم را خریداری نماییم؟

  5. Niloofar گفت:

    این پندارم که اگه من خدا بودم با خودم می گفتم این چه موجودیه من آفریدم . راست راست برای خودش راه میره هر کار دلش می خواد می کنه دروغ می گه دزدی می کنه خون بقیه رو تو شیشه می کنه به روی خودشم نمیاره یه آشنایی با من داره ! بعد وقتی با کله می خوره زمین تازه به صرافت من میوفته . عجز و لابه می کنه . یا با کمال پررویی پا می شه میاد مثلا خونه ی من و تیریپ رفاقت و انس و الفت میاد و بعد وقتی برمیگرده خونه ی خودشون همچین بقیه حاجی حاجی می کنن خودشم خیال برش می داره که انگار مثلا چه فتحی کرده و من چقدر به خودم آفرین می گم و می بالم با همچین بنده ی خلفی !
    از طرف دیگه این پندارم که این چه موجودیه من آفریدم . اولا اینقدر کودنه که بزرگی منو درک نمی کنه و تنها شناختی که از من داره به زبون آوردن چهار تا جمله ی به زور حفظ شده است تازه اگه خیلی به قول خودش مقید باشه و ثانیا این کودن بودن باعث میشه اینقدر گستاخ باشه که منو هر طور که دوست داره و به نفعشه <> کنه . ثالثا اینقدر از من ( خدا ) بی خبره که به خودش این اجازه رو می ده که خواسته ها و امیال سودجویانه ی خودشو به عنوان خواسته های من به بقیه ی کودنا القا کنه .
    از جانب خودم هم پندارم این آقای مستان و خانوم همای ( الکی ) چه موجودات با جسارتی هستند که خدا آفریده .

  6. Niloofar گفت:

    بین قرار بود کلمه ی محدود باشه ! ولی مثل خیلی قرارای دیگه نیست !

  7. nhkdhg گفت:

    سلام
    دست درد نکنه عالی بود مرسییییییی

  8. Pishgam گفت:

    بر من قلم قضا چو بی من رانند
    پس نیک و بدش ز من چرا می دانند؟
    دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
    فردا یه حجتم به داور خوانند؟

  9. جوراب پاره و انگشت آزاد گفت:

    ما آپ می خوایم یالاااا… راستی پرنده ها اومدن هااااااا. چقدر زود اومدن..
    بعدم اینکه من یه ماه پیش حدودا یه سری پرنده دیدم انگار لک لک بودن کاش ازشون عکس می گرفتین شما…

  10. Sepehrdad گفت:

    منم آپ می خوام! D:
    یک بحث جنجالی!! D:

  11. هوپا گفت:

    امیرخان مرسی
    اتفاقاً میخواستم دراین مورد مطلب بنویسم که تو قبول زحمت کردی
    جدا که زیبا میخونه
    مجبورم توی «لینکهای روزانه» بیارمت.
    جای ما رو شمال خالی کن

  12. آراد گفت:

    زاهدا، من که خراباتی و مستم ، به تو چه
    ساقر و باده بود بر سر دستم به تو چه
    تو اگر گوشه محراب نشستی، صنمی گفت چرا؟
    من اگر گوشه میخانه نشستم به تو چه
    آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند
    تو که خشکی چه به من ، من که تر هستم به تو چه

نظر شما